310. خائه
چند وقت بود هر خانومی رو میدیدی میگفتی ماما! از روزی که رفتیم خونه ی خاله نسیمه و بهش گیر داده بودی میگفتی خاخاخا :)) خاله یاد گرفتی :* حالا با جدیت همه ی خانوما خائه شدن :* یه سری حروف انگلیسی رو میخونی علاوه بر اعداد ... o و p و a و خیلی چیزای دیگه :* عزیزی مادر <3 آهان راستی دوچرخه سواری یاد گرفتی !!! میشینی رو دوچرخه با یه پا پدال رو میدی پایین بعد با اون یکی پا میکشیش بالا و حرکت میکنی :* البته خوب الان این کار رو میتونی بکنی و دیگه فرمون رو نمیتونی ثابت نگه داری و میری تو در و دیوار :)) ولی همیشنم کلی خوبه :* امروز تو ماشین گفتی "ابس" که یعنی اسب :* سیب هم میگی :* دیگه یادم نمیااااد :))






